ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )
315
مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )
باظهار دعوت كردن از براى ابو العباس سفاح . [ 1 ] فصل در ذكر ابو مسلم صاحب الدعوه اندر تاريخ جرير مختصر گويد ، كه اين ابو مسلم غلام عيسى بن معقل بود جدّ بو دلف ، و او را بمدينه پيش الامام ابراهيم [ 2 ] بردند . اما حمزة بن الحسن [ 3 ] در كتاب اصفهان شرح مولد و نشان و نژاد او داده است كه مهتر زاده بود و نسبش بشيدوس پسر گودرز كشواد [ 4 ] همى شود ، و حمزه صفت اخلاق و سيرت بو مسلم كند ماننده بشيدوس ، كه بو مسلم همچنان سياه پوشيدنى اختيار كرد كه شيدوس كرد برفتن [ و ] كشتن سياوش و بدان جامه پيش كيكاوس اندر رفت ( 205 - ب ) و هيچ نماز نكرد گفت نه سلام و نه سجده ترا ، و از آن پس هرگز نخنديدى مگر در جنگ [ 5 ] . و بو مسلم را همان عادت بود ، و اين شرح خود گوئيم ، اما بو مسلم پيش عيسى معقل ، بود كه پدرش را عثمان [ 6 ] حادثهء افتاده بود [ و ] مادر بو مسلم وسيكه [ 7 ] را بعيسى سپرده و پيش وى بزاد و بزرگ گشت ، و پدرش عثمان در آذربايجان بمرد ، و پيش از اسلام بنداد هرمزد نام [ داشت ] [ 8 ] پس اين بو مسلم سخت عظيم داهى و فاضل و عاقل بيرون آمد ،
--> [ ( 1 ) ] جملهء : از براى . الخ . زائد است ، زيرا ابراهيم ابو مسلم را از قبل خود بخراسان فرستاد و پس از رفتن ابو مسلم بچندى مروان ابراهيم امام را دستگير كرد و او در حبس بمرد و كار بيعت بسفاح پيوست [ ( 2 ) ] ظ : ابراهيم الامام [ ( 3 ) ] اصل : الحسين [ ( 4 ) ] كا : فقيل كان ( ابو مسلم ) حرا و اسمه ابراهيم بن عثمان بن بشار بن سدوس ( شيدوش ؟ ) بن جودزده ( جودرز ؟ ) من ولد بزرجمهر و يكنى ابا اسحاق ولد باصبهان و نشاء بالكوفه . . . ( ج 5 ص 93 ) ما فروخى : ابو مسلم من ولد رهام بن جودرز و قبل من ولد شيدوش بن جودرز ( ص : 24 طبع طهران ) و باقى روايت حمزه را ندارد [ ( 5 ) ] در شاهنامه زارى شيدوش و ديگر پهلوانان در مرگ سياوخش هست اما اين روايت كه سياه پوشيده و نماز نگزارد نيست ، و اين خود روايتى است كه بايد آن را اهميت داد و از پيرايهاى داستانها است كه گويا در شاهنامه ابو منصورى مانند بسى از جزئيات ديگر حذف شده است و در عهد حمزهء اصفهانى نظر بدانكه اصل كتاب خداينامه موجود بوده از آن استفاده شده است [ ( 6 ) ] يعنى پدر ابو مسلم را ( ر ك حاشيهء 4 همين صفحه ) و بالجمله يعنى : زيرا كه پدرش را عثمان حادثهء افتاده بود [ ( 7 ) ] كذا ؟ وشيكه ؟ [ ( 8 ) ] ظ : يعنى پدر ابو مسلم عثمان پيش از آنكه اسلام آورد بنداد هرمز كه همان ونداوهرمز باشد نام داشته است